افسردگی
افسردگی
دیگر ویژه گی دوران بلوغ افسردگی[1] است که در بسیاری از نوبالغان و همچنان بالغان دیده می شود و شاید این اثر بازتاب روانی بلوغ جسمانی باشد که دختران خواهان زیبایی بیشتر بدنی مناسبتر و جلدی لطیف تر می باشند و داشتن ویژه گیهایی که آنان را به جنس مخالف شبیه می کند برای آنان افسردگی بوجود می آورد، چون دختران نسبت به پسران به چهره ظاهری خود حساس تر هستند، به همین دلیل افسردگی در دختران بیشتر از پسران است.[2] (پاپالیا دیان. ای و همکاران1992 ص315)
افسردگی باید شناخته شود و درمان گردد، زیرا این آشفتگی عاطفی مانع رشد صحیح جسم و حتی پسرفت جسمی می گردد، چنانچه حضرت علی علیه السلام میفرماید:
«الهَمّ یذیب الجسد[3] » اندوه بدن را ذوب می نماید.
برخی از تحقیقات احصاییوی، افسردگی را رایجترین مشکل روانی نوجوانان میدانند:
نزدیک به 20 الی 35 فیصد از نوجوانان (اعم از دختر و پسر) به افسردگی خفیف و قریب به 12 الی 15 فیصد به افسردگی متوسط و 5 فیصد به افسردگی عمیق مبتلا هستند.[4](برک، لورا ای. 1993 ص594)
شناخت افسردگی در نوبالغان با دو مشکل مواجه می باشد:
1ـ نشانه های بالینی آن در آغاز دوران بلوغ کمتر مشهود است.
2ـ جلوه ها و مظاهر یا علائم افسردگی در این سنین متفاوت است.
نوجوانان و نوبالغان احساسات خود را به آسانی ظاهر نمی کنند، همانند بزرگسالان افسرده، حالتهایی چون غم و اندوه و ناامیدی، خود بی ارزشی پنداری را به آسانی آشکار نمی سازند و بسیاری از آنها احساس افسردگی را زیر پوششی از بیقراری، بی حوصلگی، خود بیمارانگاری و یا حتی اعمالی چون خشونت، مسائل خلاف اخلاقی و یا بزهکاری کتمان می کنند.
علائم ابتدائی و عمومی که در دختران بیشتر مشهود است عبارتند از:
پس ماندن از کارهای روزانه، برهم خوردن نظم و خواب یا کم خوابی، گریانهای گاه بی گاه و همچنان داشتن درد در بدن و...
آمار دختران افسرده به دو برابر پسران می رسد. (برک، لورا ای 1993 ص595)
احساس خلاء و پوچی (بی شخصیتی) نیز برای نوبالغان افسردگی زا است، بدین معنا که آنها احساس میکنند، دوران طفولیت و کودکی را پشت سر گذارنده اند، ولی هنوز شخصیت بزرگسالی را جایگزین شخصیت سپری شده خود نکرده اند. این احساس خلاء شخصیت با اضطراب شدید همراه است و بی شباهت به نوعی حالت ماتم زدگی یا عزاداری نیست که درک به موقع مادر و پدر و شخصیت دادن به نوجوان از تداوم این حالت می کاهد و با گذشت زمان، افسردگی و اضطراب را به سرعت از بین برده و هویت و شخصیت صحیح را در نوجوان جایگزین و استحکام می کند.
افسردگی عمیق که در برخی از نوجوانان نوبالغ بوجود می آید، ریشه و منشاء در شکستهای آنان برای رسیدن به اهدافشان دارد که با وجود تلاشهای صادقانه متحمل شکست شده اند.
درک و روابط مناسب مادر و پدر و قائل شدن امتیازاتی برای نوجوان و روحیه دادن و امیدوار نمودن نوبالغ، می تواند این افسردگی اکتسابی و درماندگی را درمان و مداوا نماید.
در مجموع برای مداوای مشکل افسردگی، امورات ذیل پیشنهاد می گردد:
ـ در میان گذاشتن افکار و احساسات خود با والدین.
ـ ارتباط زیاد با نزدیکان و دوستان.
ـ تقویت اعتقادات مذهبی، اسلامی.
ـ اشتراک در فعالیتهای جمعی.
در صورت عدم رفع افسردگی مراجعه به روانشناس الزامی است.
ناگفته نماند که افسردگی (برای دختران و پسران) همانند سایر اختلالات روانی به عوامل متعددی مانند وراثت، جنسیت، عملکرد هورمونها، استرس، تجارب خانوادگی و موفقیت یا شکست در مکتب بستگی دارد. برای آشنایی با این عوامل به جدول ذیل رجوع کنید.
|
شرح |
عامل افسردگی |
شماره |
|
افسردگی تا اندازه ای جنبۀ ارثی دارد بطوری که در بین اعضای یک خانواده شایع است. |
وارثت |
1 |
|
قطع یک رابطه «قهری» یا شکست در یک واقع مهم تبدیل مکتب و سه پارچه شدن و... می توانند سبب افسردگی شوند. |
عوامل زمینه ساز |
2 |
|
افسردگی در بین نوجوانانی که به دلیل فقر مالی، استرس روزمره و دوامدار را تجربه میکنند بیشتر است. |
استرس |
3 |
|
میزان افسردگی بین دختران دو برابر پسران است. |
جنسیت |
4 |
|
نوجوانی که هویت نقش زنانه دارند در مقایسه با نوجوانانی که هویت دوگانه اندروجنی دارند بیشتر به افسردگی مبتلا میشوند. |
هویت نقش جنسی |
5 |
|
درمانده گی اکتسابی، یعنی این باور که سخت کوشی نمیتواند به بهبود اوضاع یا (شرایط منفی زندگی منجر شود) به افسردگی مربوط است. |
افکار مربوط به خود |
6 |
[1]- Depression.
[2] روانشناسی رشد 2 ص94.
[3] میزان الحکمه / ج10 ص349.
[4] روانشناسی رشد 2 ص169.