رشد شناخت
رشد شناخت
ویژه گیهای دیگر نوجوانان (نوبالغان و بالغان)، همانند غوطه ور شدن در افکار و اندیشهها، خود مرکز بینی، نگرشهای انتقادی ـ تحلیلی و تمایلات شدید به خودشناسی همه و همه بازتابی از رشد شناخت می باشد.
رشد شناختی در نوجوانان با توجه به احتمالات، فرضیه سازی، تفکر منظم، انجام عملیات انتزاعی بر روی ادراکات محیط و اطلاعات ماحول، بروز میکند و نمایان میگردد. به بیانی دیگر نوجوان مانند یک عالم و دانشمند، فرضیه ساخته و آنها را به محک آزمایش می سپارد.
دانشمند محترم دیوید الکانید[1]خود مرکزبینی را که ارتباط نزدیک با رشد شناخت دارد ریشه دیگر ویژگیها می داند که ذیلاً به آن می پردازیم:
1ـ انتقاد از افراد صاحب قدرت[2]
نوجوانان دنیا را بصورت آرمانی تصور می کنند و کم کم به این نتیجه میرسند که والدین و یا معلمان و در مجموعه ای فراتر؛ نهادهای اجتماعی و حکومت، بی عیب و نقص نیستند و به دین ترتیب بیان انتقادها شروع می شود.
2ـ تمایل به مجادله[3]
نوجوانان علاقه مند هستند که تواناییهای ذهنی خود را در حل مسایل جاری بکار گیرند از این رو ممکن است در بحث های مذهبی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی با اشتیاق فراوان روی آورند و اگر والدین و یا معلمان برای بیان استدلالهای آنها فرصت مناسبی فراهم نمایند، موجبات گسترش ذهنی و انکشاف علمی آنان را سبب می شوند.
3ـ توجه به خود[4]
در تصور نوجوان، همواره دیگران رفتار او را زیر ذره بین دارند و شاید به همین دلیل است که نوجوانان (علی الخصوص دختران) غالباً در مورد نحوۀ افکار و قضاوت دیگران دربارۀ خود حساس و نگرانند و بسیاری از آنان نمیتوانند میان آنچه که برای آنان اهمیت دارد و آنچه که دیگران درباره آنان با اهمیت می دانند، تفکیک و جدایی قایل شوند و گمان می کنند که تصور دیگران مشابه تصور و تفکر خودشان دربارۀ نوجوانان است و احتمالاً به همین دلیل نسبت به چهره ظاهری، نوع لباس، رفتار اجتماعی و حتی موفقیت ها و شکستهای تحصیلی و اجتماعی، بیش از حد حساسیت پیدا می کنند.
4ـ خود محوری[5]
بسیاری از نوجوانان تجارب زندگی خود را منحصر به فرد تلقی می کنند و خود را موجوداتی خاص و متفاوت می بینند مثلاً بر این باور هستند که با مصرف مخدرات در یگان وقت در مله جایها، هرگز معتاد نخواهند شد و یا اینکه اگر اصول صحی را نادیده گیرند، بیمار نخواهند شد ولی بتدریج متوجه می شوند که ضمن تفاوت داشتن با دیگران از قوانین کلی حاکم بر جهان و طبیعت مستثنی نیستند.
5ـ بلا تصمیمی[6]
بسیاری از نوجوانان با اطلاع و آگاهی از احتمالات متعدد هنگامی که خود را در مقابل انتخاب های متنوع ببینند، سردرگم و در تصمیم گیری مردد میشوند و به شک می افتند بطور نمونه در انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب همسر و...
6ـ دوگانگی در فکر و عمل[7]
تعداد زیادی از نوجوانان و جوانان عقیده به این دارند که افکار آنان عین واقعیت است ولی در عمل تناقص شدید دارند.
بطور مثال خوب می دانند که سگرت مضر است ولی خود آنرا استعمال میکنند. و یا به وضوح میدانند که خشونت زشت و قبیح است و حتی هفته ای را هم جهت محو خشونت خصوصاً علیه زنان تبلیغ نموده و با روبان سفید در جامعه ظاهر میشوند ولی در عین حال در همان هفته در مقابل خواهر خود با خشونت رفتار میکنند!
[1] David Elkind.
[2] Finding Faults with Authority Figures.
[3] Argumentativeness.
[4] Self-Consciousness.
[5] Self-Centeredness.
[6] Indecisiveness.
[7] Hypocrisy.