بلوغ شرعي

در بيان بلوغ شرعي قبلاً گفته شد كه بلوغ شرعي در اكثر مذاهب اسلامي پايان يافتن 9 سال قمري است كه دختران با رسيدن به اين سن و سال به دساتير ديني احساس مسئولیت بیشتری مییابند و نسبت به آنها عملکردی دقیق‎تر پیدا می‎کنند همچنان یادآور شدیم که در بعضی از جوامع اسلامی این بلوغ را برای دختران جشن می‎گیرند[1]و این سال را سال شرافت و کرامت دختران می‎دانند که افتخار عبودیت نصیب آنان می‎گردد.

دختران که از سالهای قبل نسبت به مسائل دینی و احکام خود آشنایی یافته‎اند با شوق زندگی شیرین خود را با یاد خداوند و در جهت نیل و رسیدن به قرب و رضایت خدای مهربان آغاز می‎کنند.

آنان همانند کلانسالان به نماز و روزه و... می‎پردازند.

در این عنوان ما به اختصار فقط به یکی از واجبات دختران می‎پردازیم و امیدواریم که خواهران عزیز نوبالغ دیگر مسائل را با مراجعه به کتب احکام، بیشتر و بهتر بیاموزند.

ü      حجاب:

حجاب یک تکلیف و نشانه عفاف دختران مسلمان است. حجاب در فرازهای مختلف قرآن و مناسبتهای گوناگون با جزئیات در قرآن تأکید شده است.

حدود حجاب، پوشانیدن کل بدن بجز روی و دو دست و پاها از مچ به بعد است. دانشمندان مسلمان عموماً می‎گویند زنان باید اندام خود به جز صورت و دست‎ها از مچ به پایین را در مقابل افراد بیگانه و نامحرم بپوشانند و لباسی بپوشند که حجم بدن و برجستگی‎های آن را مشخص نکند.

«نامحرم کیست؟» که در مقابل آن باید دختران خود را بپوشانند.

برای شناخت نامحرمان ابتدا به معرفی محرمان می‎پردازیم که در آن صورت نامحرم خودبخود مشخص می‎شود.

1)      پدر و پدر کلان. چه از طرف پدر و چه از طرف مادر.

2)     پسران خواهر.

3)     پسران برادر.

4)     کاکا یا عمو (برادر پدر)، ماما (برادر مادر) چه تنی باشد چه ناتنی.

5)     برادران خواه از پدر یا خواه از مادر یا از هر دوی آنها باشد.

6)     برادران رضاعی یا شیری که در زمان شیرخوارگی از مادر انسان یک شبانه روز یا پانزده بار پی در پی شیر خورده باشد.

در غیر از موارد فوق برای دختران، دیگران مانند پسر کاکا، پسر ماما، و شوهر خواهر (یازنه) و... نامحرم می‎باشند و حجاب در مقابل آنان لازم است.

برخی از مردم گمان می‎کنند، پوشش و لباس، عرفی است و برخاسته از عرف جامعه است و جزء عبادات و واجبات دینی نمی‎باشد[2]و عده‎ای فکر می‎کنند حجاب اصلاً دستور اسلامی نیست و از اختطلاط دیگر فرهنگها در اسلام پدید آمده و رنگ دینی به خود گرفته است.[3] گروهی دیگر اصلاً حجاب را عامل عقب افتادگی مسلمانان پنداشته و آن را عامل اسارت و محدود کردن و خانه‎نشین کردن دختران می‎دانند. و ندا در می‎دهند:

تا کی کفن حجاب در بر دارید                     تا چند نقاب ننگ  بر سر دارید

گر طالب آزادی و علم و هنرید                     ترکانه‎ حجاب جهل را بردارید

اما در قرآن کریم کتاب زندگی ما مسلمانان آیات متعددی، حجاب و نوع حجاب را برای زنان قرآنی جامعه اسلامی لازم و ضروری دانسته که ذیلاً به اختصار آن می‎پردازیم:

الف) آیه حجاب (سوره احزاب، آیه53)

... اذا سالتموهن متاعاً فسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن

هنگامی که از زنان پیامبر سؤال می‎کنید از پشت حجاب این کار را انجام دهید، این عمل به پاکی دل شما و آنان نزدیک است.

البته روی آیه و مخاطب آن مؤمنان و آیه در مورد زنان پیامبر(ص) است اما حجاب عمومیت دارد و نمی‎توان گفت خداوند طهارت و پاکی را برای زنان پیامبر خواسته و از دیگران دریغ می‎کند!

و نمی‎توان گفت این پاکی برای آن دوره بوده و برای امروز ما پاکی لازم نیست!

 

ب) آیه خمار (سوره نور، آیه31):

و قل للمؤمنات ... و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن

و به زنان مؤمن بگو ... که باید سینه و (گردن) شانه‎هایشان را با مقنعه بپوشانند و زینت‎هایشان را آشکار نسازند...

این آیه دستور کیفیت و چگونگی بر سر انداختن خمار یا مقنعه را بهمراه پوشانیدن زینتهای پنهان را بیان می‎کند و مخاطب آن عموم زنان مؤمن است.

و در ادامه آیه شریفه حتی شیوه راه رفتن را به دختران و زنان مؤمن توصیه می‎کند که «پای را طوری بر زمین نزنند که زیورهای مخفی‎شان دانسته شود» (صدای پایشان توجه دیگران را جلب کند)

این آیات سال پنجم هجری نازل شده است[4]و اختلاط تمدن اسلامی با دیگر تمدنها و فرهنگها، وارد اسلام نگشته بلکه دستور الهی و امری دینی است و چون بنا بر اختصار است ما از ذکر دیگر آیات خودداری می‎کنیم.

از دستور حجاب فهمیده می‎شود حجاب فقط برای صیانت و حفاظت جامعه از انحطاط و انحرافات است و نقطه‎ای در مقابل هرزه‎گی و تبرج است.

اسلام به اصل انسانیت زن یا مرد توجه دارد و هیچکدام را برتر نمی‎داند، اسلام نه تنها با حجاب دختران از صحنه زندگی طرد نمی‎کند بلکه آنان را در جامعه در جایگاه رفیع انسانی خود قرار می‎دهد. در اندیشه اسلامی «شئ» بودن زنان جایی ندارد و هدف تربیت صحیح انسانی است.

در همین قرآن عظیم‎الشان برای بیان زنان گاهی حضرت مریم را یاد و او را صدیقه و معصوم لقب می‎دهد.[5]

گاهی مادر موسی را به شکیبایی و وحی و الهام می‎ستاید.[6]

و گاهی نبوغ و بلوغ و توانمندی مدیریت و سیاست بلقیس را بیان می‎کند.[7]

تا همگی بدانند که دختران و زنان می‎توانند در همه امور اجتماعی و سیاسی وارد شود.

رحمت صد تو بر آن بلقیس باد                   که خدایش عقل صد مرده بداد[8]

اینها مواردی از حضور زنان در جامعه‎اند که ما فقط بر حسب اختصار و مشت نمونه خروار برای آگاهی خواهران آورده‎ایم که شبهه‎های مطروحه در مورد حجاب از اذهان زدوده شود و توصیه می‎شود برای اطلاع بیشتر به سایر کتابهای تدوین شده در زمینۀ مسائل خواهران (۹)رجوع نمائید.




[1]   نمونه از ترانه های جشن 9 سالگی یا عبادت دختران:

به سن تکلیف رسیده ام من                             نه سال دارم سپیده ام من

خوشا به حالم با این سعادت                            می گیرم امسال جشن عبادت

جشن عبادت فرخنده بادا                                خورشید ایمان تابنده بادا...

                                                                                سید احمد زرهانی

 

[2]  محمد سعید العشماوی: حقیقت حجاب و حجیت حدیث ص6.

[3]  جمال محمد الباجوری: زن در تفکر اسلامی ج1 ص210.

[4]  ابن سعد بصری: الطبقات الکبری، ج8 ص176.

 [5]- سوره آل عمران آیه 42.

[6]  سوره قصص آیه 7.

[7]  سوره نمل آیه 24 و 46.

[8]  مثنوی معنوی، دفتر یکم ش1601.

[9] کتابهای مثل حدود پوشش و نگاه در اسلام و یا احکام خانواده و... .