اوزیریس(Osiris), ایزیس(Isis) و هوروس(Horus):








در تاریخ قدیم مصر اینطور روایت شده که,
در سیستم نه گانه خدایان مصری قدیم , اوزیریس(Osiris) همسر ایزیس(Isis) و برادر ست(Set) که همه از نوادگان خداوند آفریننده مصری به نام اتوم(Atum) هستند و هوروس(Horus) هنوز به این مجموعه هشتگانه نپیوسته بوده است.

چنانچه اوزیریس خداوند مردگان و قبل از مرگ خداوند طبیعت نام داشت, این افسانه قصد تشریح چگونگی صحت پدری او در مورد هوروس و همچنان همسرش را که در زمره زندگان محسوب میشوند را دارد.

اوزیریس (خداى کشاورزى ) با خواهرش ‍ایزیس (الهه مادر) ازدواج کرد و از ایشان فرزندى به نام هوروس (خداى آفتاب ) به دنیا آمد.چونکه اوزیریس فرعون کبیر مصر مورد علاقه همسرش و مردمانش بود, در عوض برادرش به نام ست (خداى خشکسالى ) به او حسودی می کرد, پس تابوتی ساخت به اندازه اوزیریس که پاداشی برای کسی که در آن بخوابد و اندازه اش باشد تعیین کرد, و گفته میشود که بسیاری از مردم از طبقات مختلف بخت خود را آزموده و در آن تابوت خوابیدند ولی کسی به طور کامل اندازه آن تابوت پیدا نشد

تا اینکه ست کنجکاوی برادر را برانگیخت و او را تشویق به امتحان کرد و به محض اینکه اوزیریس درون تابوت خوابید , در تابوت قفل و با سرب مهر و موم شده و به رود نیل انداخته شد, تا ترتیب کار توسط تمساحها داده شود. بعد از شنیدن این واقعه ایزیس شروع به دنبال او گشتن کرد, و بالاخره اطلاع پیدا کرد که تابوت شناور به سواحل شهر بایبلوس(لبنان کنونی) رسیده است و به تنه یک درخت سیدار گیر کرده است. از قضا این تنه درخت سیدار به عنوان ستون و پایه برای نگه داشتن قصر پادشاه شهر بایبلوس استفاده میشده, که ایزیس پس از تشریح ماجرا به ملکه بایبلوس از او اجازه ورود و برداشتن تابوت را میگیرد, او موفق میشود تابوت را بدون آسیب رساندن به قصر بیرون کشیده و با خود به مصر ببرد و در آنجا به خاک بسپرد.

هنگامی که ست از این قضیه آگاه شد جسد پنهان شده توسط ایزیس را پیدا کرد و آنرا 13 تکه کرد و در تمام نقاط مصر پخش کرد که گفته میشود آن مکانها به برکت پاره های آن جسد آباد و بارور شدند, و همچنان گفته میشود که در تقویم آن زمان 12 یا 13 ماه در سال وجود داشت که هر قطعه از بدن اوزیریس نمایانگر یک ماه میباشد.

یک بار دیگر ایزیس به دنبال جسد شوهرش که این بار قطعه قطعه شده بود شتافت. ایزیس 12 قسمت از جسد شوهر مقتول خویش اوزیریس را با زحمت فراوان به دست آورد و آن را به پایتخت آن زمان در مصر بازگرداند و آنها را در کنار هم قرار داده با پارچه کتان به هم وصل کرد و بدین صورت اوزیریس اولین جسد مومیایی شده تاریخ شد, سپس ایزیس از انوبیس Anubis (خدای حکمت ) خواست تا او را برگرداند, ولی اوزیریس دیگر نمیتوانسب به عنوان یک آدم زنده برگردد پس جهان را به فرزندش هورس سپرده و به دنیای زیر زمین رفت و فرمانروای مردگان شد.

هوروس که اکنون بزرگ شده بود، به خونخواهى پدر، با عموى خود جنگید و با آنکه یک چشم خود را از دست داد، بر عمو پیروز شد و او را اسیر کرد و نزد مادر خویش ایزیس آورد. ایزیس برادر شوهر خود را بخشید.






او فرزند گب Geb(زمین) و نات Nut(آسمان) بود. معمولا با رنگ پوست سبز نمایش داده میشود که به معنی دوباره متولد شدن میباشد.تاج سفید بلندی بر سر دارد که آتف Atef نامیده میشود با پرهای پرندگان در اطرافش, به دست داشتن یک عصا با سر خمیده و یک چوب خرمن کوب هم که از نشانه های به دست داشتن قدرت خداوندی در مصر آن زمان بوده است که معمولا با تصویر اوزاریس همراه است. و چیزی که در مورد اوزیریس نادر است نمایش پایین تنه و پاها به صورت پیچیده شده میباشد که نمایانگر همان مومیایی شدنش میباشد.





ایزیس معمولا به عنوان اسطوره مادر و همسر یاد میشود و همچنین خداوند سادگی و غم و اندوه و مردم آن زمان بر این باور بودند که رودخانه نیل هر سال با اشکهای او که به یاد همسر به قتل رسیده اش میریزد برکت می یابد و پر آب میشود.





هوروس به معنی خداوند آسمان و بدین منظور از او همیشه بعنوان یک عقاب یاد میشده و در نمادها هم همیشه او را با بدن یک مرد و سر یک عقاب به تصویر کشیده اند. البته نماد مشهور دیگری که از او در تاریخ مصر بر جای مانده چشم زخمی اوست وقتی هوروس با ست جنگید و یک چشمش مجروح شد. این چشم بعد از بهبود یافتن بعنوان نماد قدرت به صورت یک سمبل یاد میشد





ست نیز از جمله خدایان مصر یاد میشود که به دلاوری و جنگ جویی مشهور است و همچنین گفته میشود که بیابانها به فرمان او بودند و طوفانهای بیابانی به دستور او شروع میشدند و یا پایان می یافتند. و اما اینکه از او به شرارت یاد میشود بیشتر به خاطر کاری که با برادرش اوزیریس کرد و بعد از آن نیز چشم چپ هوروس را مجروح ساخت که گفته میشود نمایانگر ماه بوده و به همین منظور است که ماه کم نور تر از خورشید است و این تقصیر ست میباشد.